|
پرواز علی . . . . . دکتر مجتبی کرباسچی
به مناسبت شهادت امام علی
پروازعلی دکتر مجتبی کرباسچی
" پرنده مردنیست " " پرواز را بخاطر بسپار "
یادمان باشد : صفاتی مثل، خوب و بد ، زشت وزیبا ، قوی و ضعیف ، جنگ وصلح ، شهرت وتنهایی سختی وراحتی ، عشق ونفرت......همه وهمه ماندنی و جاویدند . ولی بازیگران و مهره های این صفات رفتنی و محکوم به فنا هستند . گرچه " یوسف " مُرد ولی " زیبایی " را به ماهرویان سپرد . گرچه " هیتلر " رفت ولی " جنگ " ، دنیا را به کام نیستی و ویرانی کشاند . گرچه " رستم ِ " افسانه ها زیر خاک پوسید ولی " قدرت " با قوت تمام استوار ماند . گرچه " مادر ترزا و مادر و مادرها " مردند ولی" مهر مادری و انسانیت " ماندگار شدند . گرچه " لیلی ومجنون ، شیرین وفرهاد " در فراغ هم سوختند ولی" عشق آتشین " آنان با حرارت بیشتر وبیشتر آتش بر خرمن پروانه زد . و گرچه " پرنده و خزنده " نیست شدند ولی" پرواز با پریدن وخزش با خزیدن " همچنان ادامه دارد . اما علی . . . به نظر من : علی مثل " یوسف ورستم " و دیگر بازیگران صحنهً زندگی هرگز نمرد چون او یک" فرد " نبود که بمیرد که او یک" صفت " و فرهنگ خاص خود بود که ماندگار شد . او در زمان جوانی با قدرت ِ " قوی ِ" بازوانش کمر عمرو بن عبد ود را خم کرد ولی در اوج
خلافتش خود را"ضعیف" کرد ! تا کمر ش بازیگه بچه های یتیم ومعصومی شود که نه از دنیا ومال ومنالش که از مهر پدری هم هیچ نمی دانستند . آری ! کمر یل وپهلوان ِ عرب را " خم کرد " ولی کمرش در قبال یتیمان معصوم و ضعیف" خم شد ". وقتی عمرو را به خاک افکند او به صورتش آب دهان انداخت. علی بر خاست و شمشیرش را به گوشه ای انداخت. وقتی عمرو علتش را پرسید : گفت من تیغ از پی حق می زنم بنده ی حقم ، نه ، مامور تنم شیر ِِحقم ، نیستم ، شیرهوی فعل من بر دین من باشد گواه آری علی مردنی نیست :چون او آنقدر" مهربان " بود که هنگام نماز نگین پادشاهی خود را بر گدایی بینوا بخشید که شنیده بود : برو ای گدای مسکین در خانهی علی زن که نگین ِ پادشاهی ، دهد از کرم گدا را ولی همان علی ، در زمان جنگ با خوارج آنقدر " نا مهربان "شد که یک شبه چهار صد تن از اصحاب و دوستان متحجرش را به خاک وخون کشید . علی نمرد چون عدالت مردنی نبود : او کسی بود که برای جلوگیری از حیف ومیل بیت المال به " سختی " عمل کرد وآتش گداخته
بر دست برادرش عقیل نهاد ولی وقتی با فرق شکافته در بستر شهادت با مرگ دست وپنجه
نرم می کرد با دلواپسی وصیت کرد با " نرمی" با قاتلش برخورد کنند : بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا ولی در نهایت اسد الله وشیر ِ " مشهور" عرب بقدری" تنها " ماند که سر در چاههای مدینه
می کرد تا درد دل کند او در زمان و دورانی که بنام خدا و رسولش حکومت می کردند دختر رسولش را دور از چشم مردم ِ خفته ی شهرش شبانه به خاک سپرد تا درد تنهایی وبی کسی اش را کسی نفهمد . وکسی که با عزت وشکوه جلال در کعبه متولد شد و اولین رجل مسلمان تاریخ شد در هنگام
مرگ آنقدر مظلوم وتنها ماند که ندای تاریخی " فزت و رب الکعبه " او ماندگار شد . ضربت به او سوء قصد به یک فرد نبود که تهاجمی ناجوانمردانه به فرهنگی اصیل وماندنی بود . آری ! گرچه با ترور وی بر او جفا شد ولی " علی " ماند وماندگار شد . می دانید چرا ؟ چون او یک " فرد " نبود او خود یک " صفت " ناب ومنحصر بفرد بود . صفتی که با همه صفات فرق داشت : چه فرقی ؟ گرچه قوی قویست ولی هرگز نمی تواند ضعیف باشد . گرچه مهربان مهربانست ولی هرگز نمی تواند نامهربان باشد . گرچه رستم قوی بود ولی لزوما زیبا نبود . و گرچه یوسف زیبا بود ولی حتما نباید قوی می بود . ولی صفت علی اینگونه نبود ! صفت او مثل ذوالفقارش دو لبه بود . یعنی مجموعه ای از صفات و" جمع اضداد " بود . او هم "قوی" بود و هم "ضعیف" ، هم "مهربان" بود و هم " نامهربان " "هم " سخت " بود و هم" نرم" ، هم "جنگجو" بود و هم "صلح جو" هم" مشهور " بود و هم " تنها " ، " هم " دافعه " داشت وهم " جاذبه " و بالاخره او " پرنده " نبود که بمیرد که او" پرواز " ی ماندنی بود . و " پرواز علی " سر فصل ادبیاتی نو شد ! ادبیاتی که خلاصه اش در یک کلام " علی" بود همان علی که : نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم ، چه نامم ، شه ملک ِ لافتی را علی یارتان ! دکتر مجتبی کرباسچی
مهر ماه 1386
ولی در غیر این صورت ، مستوجب عذاب وجدان و حرمت شرعی خواهد بود . |+| نوشته شده توسط دکتر مجتبی کرباسچی در چهارشنبه 14 شهریور1386 و ساعت 0:50 |
|



