محرم و سنت های آن . . . . . . دكتر مجتبی كرباسچی
 

                             مُحـَرَم وسـنت های آن

 دکتر مجتبی کرباسچی

  باز این چه شورش است که در خلق عالم است

                                               باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 

 

  

" روضه " یعنی باغ  و" آخوند " یعنی آقاخون  یا آقاخونده

گرچه برخی معتقدند اولین روضه را حضرت آدم برای امام حسین خواند  !!! ..............

 ولی ظاهرا  روضه مرسوم  امروزی ، از زمان  آ ل بویه  یا صفویه  با قرائت مقـتل هایی  مثل مقـتل

« ملاحسین کاشفی » شروع شد ، که آقایی در باغ این مقتل را  می خواند که بعدا تکرار این نوع مراسم

 به « روضه » و اون آقا به « آخوند » معروف شد .

یادمان باشد :

 روضه ، عزاداری ، سنیه زنی ، زنجیر زنی و قمه زنی همه و همه سنت های محرم حسینی هستند نه          « اصول دین» ( گرچه کسی هم چنین ادعایی نکرده است )

یادتان باشد : سنت یک روزه نمی آید و یک شبه هم نمی رود

اگر به من بگویند فقط با یک تجربه ناب پس از یک دهه اقامت و زندگی در خارج به ما یک سوغاتی خوب هدیه کن، بیدرنگ خواهم گفت : به مقدسات و سنت های ملل مختلف از ملیت ها و فرهنگ های متفاوت احترام بگذارید .

یادم نمی رود روزی از کنار اتاق بچه های برمه ( میانمار) رد می شدم که مرا با آب خیس کردند . با تعجب علتش را پرسیدم گفتند : ما رسم مان این است تا در فلان عـید مان به هر رهگذری آب بریزیم ومن هم گفتم:  خب بازهم بریزید !

یادم می آید شبی در رستوران دانشگاه در یکی از جشن های آمریکائی ها تخم مرغ و گوجه به هم پرت

می کردیم .

 از اعیاد بهاره ژاپنی ها و چینی ها گرفته که از ماهها و ماهها قبل با جشن و ترقه بازی عرصه آرامش و سکوت را شدیدا می شکستند و بد جوری همه را به عذاب می آوردند تا کارنا والهای شادی برزیلی ها ،

تا برسد به سنت دنیای علمی و مدرن امروزی که رسم است خلبانی که اولین پرواز ِ موفق را داشته باشد با یک سطل آب روی سرش پذیرایی می شود !

اینها همه و همه سنت های ملل مختلفند که هرکدام در جای خود قابل قبول و احترامند اگر از قدیم گفته اند :

 « ادبیات آيینه افکار یک ملت است »

ولی من می گویم :« سنت ها، شناسنامه آداب و رسوم یک ملت در یک زمان خاص است »

با این تفاوت که ادبیات و افکار ، ماندنی و جاویدند ولی شناسنامه ها تاریخ مصرف دارند و بعد از مدتی       " مهر باطل شد " می خورند و در زباله دان تاریخ مدفون می شوند .

گرچه دیروز  " قمه زنی" محبوب بود و ثواب داشت ولی امروز با فتوای برخی علما نه تنها منسوخ که

" حرام " اعلام شده است.

می دانید یعنی چه ؟

یعنی اینکه اگر کسی در روز عاشورا قمه زنی کند مثل این است که در این یوم الله خدایی، مشروب میل کرده باشد !!!

با این تفاسیر حتما می پرسید اگر سنت های محرم اصول دین نیستند پس باید آنان را بپذیریم یا اینکه همه آنان را دور بریزیم ؟؟؟

واقعیت اینکه اگر من زمان صفویه بودم و با من مشورت می کردند که می خواهیم برای بزرگداشت امام حسین کارنوال غم راه بیاندایم و نظر تو چیست ؟

 من می گفتم : به جای این کار در روز " تولدش " کارنوال و کاروان شادی به پا کنیم !

حتما فکر می کنید شوخی می کنم !

اصلا اینطور نیست مگر مسیحیت که صدها سال قدمتی دیرینه تر از ما دارد با موسیقی در کلیسا پرواز

نمی کند؟

چه اشکال داشت ما به جای گریه در شهادت امام حسین با خنده در تولد او خدایی می شدیم و پرواز

می کردیم .

بگذریم :

خب ، حالا با این سنت ها چه کار کنیم ؟

ببینید ، همیشه یادتان باشد سنت ها نه مقبولند  نه مردود ، فقط بایدهمانگونه که هست پذیرفت،همین وبس! فرقی نمی کند عربها لباس بلند بپوشند یا غربی ها کت وشلوار ، این به ادب وآداب و سنت آنان مربوط است نه چیز دیگر    

ولی من در تفسیر سنت های محرم به روشنفکران جوان ِ دینی و غیردینی نکته بسیار ظریف و مهمی را یادآوری می کنم :

ببینید ، همانطور که زمین در گردش و دوران است موجودات زمین خاکی نیز علاقمند به تحرک و حرکت هستند ولی یادتان باشد این جنبش و پویایی و حرکت در جاندار و بی جان خیلی فرق می کند

 یادتان باشد هرگاه طایر چرخ ماشینی پنچر شد می توان آن را با چرخ دیگری تعویض کرد یا از ماشین دیگری قرض کرد تا همان ماشین با همان سرعت قبلی حرکت کند.

هرگاه بال هواپیمائی شکست می توان از بال هواپیمایی مشابه به آن پیوند زد .

 ولی بال پرواز انسانها هرگز این چنین نیست ! ؟

من به دوستان روشنفکرمان یادآوری می کنم که بال پرواز آدم ها دارای کدها و پسوردهای ( Password)  مخصوص و خاص خودست که آبشخور چیدمان این کدها در کنار هم ، زائیده فرهنگ و آداب و رسوم و آیین مخصوص و خاص خانواده ی ملل مختلف است .

پس اگر  رسالت انسان را " آدم شدن " بپنداریم ، باید یادمان باشد پرواز انسان برای آدم شدن تا بَر ِِ دوست برای هر فرد ، دو قوم و طایفه و ایل و ملت فرق می کند ، نحوه تعالی و پرواز یک اروپائی با آمریکائی، یک آسیائی با آفریقائی، یک عرب سنی با یک ایرانی شیعه خیلی تفاوت می کنند.

با بحث های بالا قوم دانشجو و دانشمند نامانوس و حیران از این سنت های عامیانه و عوام پسند و پوپولیستی محـرم باید خوب خوب بدانند که در شرایط حاضر و کنونی ایران، تک تک سنت های محرم هر کدام کدهای پروازی اکثر ایرانیان برای طیران به آسمان ملکوتی و خدایی شده اند .

یعنی اصلا شما شک نکنید کسانی که در ایام محرم از مساجد و تکایا خارج می شوند با کسانی که از مراسم پرتاب تخم مرغ و گوجه فرنگی بیرون می آیند ،از لحاظ طهارت روح و پاکی و خلوص نیت و طینت پاک ملکوتی و انسانی با هم خیلی خیلی فرق می کنند که این با زما نده لطیف الهی همان چیزی است که سازمان ملل با حقوق بشرش، یونسکو با فرهنگش، یونیسف با یاری و کمکش در به در و خانه به خانه و کوی به کوی دنبال آن می گردند.

مهم نیست که من وشما از این سنت ها خوش مان بیاید یا نه ؟  قبول داشته باشیم یا نه ؟

مهم این است کـه  با همین سنت ها ، انسان هائی با تکامل و تعالی و خدایی شدن آدم می شوند که این جای بسی تقدیر و تمجید دارد  .

 

واما نکته بسیار مهم :

تایید سنت های بالا ( نه خرافات مخلوط با آن ) بدان معنا نیست که هرکسی با این مراسم حال نکرد ، لامذهب و بی دین و کافر است ، نه اصلا این طور نیست ، شاید شما و دوستانتان این سنت ها را درک نکنید نفهمید و نپذیرید این هرگز مهم نیست چون کدهای پروازی شما که منشاء تربیت خانوادگی ، اجتماعی و فرهنگی خاص و مخصوص شماست  با آنهائی که  با سینه زنی و زنجیر زنی غـش می کنند ، یکباره از حال می روند و دوباره به حال می آیند باید فرق کند !

 شاید فردی در عاشورا ، با غزلی از حافظ یا با شعر وعرفانی از مولوی یا با رُمان  و ملودی و موسیقی آرام و اصیلی پرواز کند ، به نظر من این هیچ فرقی با سینه زنی، زنجیر زنی د ر هیئات مذهبی ندارد .

اجازه دهید منظورم را با مثالی از خود همین ایران خودمان تشریح و تفهیم کنم .

من هشتم محرم ( یک روز به تاسوعا ) به طور اتفاقی در هتلی در یکی از شهرهای ایران مقیم بودم ، دید م گروهی ده دوازده نفره از دخترهای فوکولی با مانتوهای رنگی قد و نیم قد اما آرایش ملایم وارد هتل شدند( لابد آنان هم از عزا و عزاداری و گریه فرار کرده بودند ! )  واقعیت اینکه از نوع مدل لباس و سبک و سیاق آمدنشان خوشم نیامد پیش خود گفتم : اگر آنان آدم مذهبی نیستند نباشند، ولی ای کاش به سنت های ملی مذهبی ایرانیان احترام می گذاشتند .....

 یک روز از این حادثه نمی گذشت که من در تاسوعا در لابی هتل منتظر دوست بدقولم بودم همینکه به صندلی و مبل تکیه داده بودم دیدم همان گروه از پله ها گام به گام و آرام و آرام پائین می آیند اما فوکول ها کمتر، همه با مانتوهای سیاه و بسیار تمیز و اتو زده اما کمی بلند تر ، با رژلب مشکی و لاک سیاه !!!

 واقعا یکه خوردم سرگردان و حیران ، مات و مبهوت ، انگار لال شده بودم، واقعا برایم جالب و غیرمترقبه بود ! در یک کلام گفته باشم که اونجا فهمیدم که این قصه سری دراز دارد !!! و همانجا بود که فهمیدم عاشورا نه تنها مردنی نیست که زنده و زنده تر خواهد ماند ! ؟

درست است که وضعیت ظاهری آنان طوری بود که اگر کسانی که در بیرون سینه می زدند چنانچه آنان را می دیدند محترمانه ترین کارشان این بود تا در اولین فرصت آنان را تحویل « منکرات » بدهند  ولی آنان باید یادشان باشد که لباس سیاه با رژ سیاه در دو فرهنگ با دو تربیت مختلف خانوادگی در بیرون و داخل هتل هر دو یک مقصد و هدف مشترک دارند ، این را شک نکنید !

چون ، وقتي قرار باشد به مرور زمان سنت ها مهر باطل شد بخورند ( مثل قمه زنی ) پس چه دلیلی دارد اگر گروهی سنت های کنونی را نپذیرفتند ، ما آنان را خیلی راحت و آسان نپذیریم و با فراری دادن آنها آنان  را از خود برانیم و آنان را قوم لامذهب و بی دین و مرتد بدانیم ؟

از کجا که چندین سا ل دیگر برخی ازهمین سنت های امروزی منسوخ نشوند ؟ و علمای شیعه قبول کنند که برخی از این سنن صحیح نیست ؟

 و در یک کلام :

با تفاسیر و دلایل بالا ، نه جوان دانشجو ، و نه دانشمند و روشنفکر ما حق دارند سنت های محرم را به سخره گیرند وآنان را نتیجه و منتج عقب ماندگی فکری و فرهنگی ملي ومذهبی ملتي بدانند و نه هیچ مبلغ و متدینی اجازه دارد مسیر رسیدن به خدا را فقط و فقط راه و روش خویش بپندارد و برای همه تعیین تکلیف کند .

روش و طريق و دين من همیشه با " شیخ بهایی " همسو و موافق است که سخت معتقد است :

 

                        هر کس بطریقی صفت حمد تو گوید        

                                                                         بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

 

من به مبلغین عزیز و دلسوز وصیت ونصیحت می کنم در هرکجای زندگی مثل خانه وخانواده یا سیاست و ریاست انحصار طلبی می کنند بکنند ، ولی اجازه دهـند هرکس به زبان حال خود و سبک وسیاق و سنت های خودش با یاد حسین به سوی خدای حسین پرواز کند  .

چون این راه ، روشی مطمئن تر و اصیل تر می باشد زیرا این دیگر سنت باطل شدنی محسوب نمی شود که این فطرت جاوید و ماندنی وحقیقی افراد با کدهای خاص و مخصوص خودشان خواهد بـود که هر وقت فـطری شد، مانـدنی وماندنی تر خواهند ماند ،

                                             يادمان باشد ، كه سنت  مردني است ولي فطرت ماندنيست.........

 

البته این نظر من است حال خود بهتر دانید !

دکتر مجتبی کرباسچی

دی ماه . . . . . 1386

www.mojtaba334.blogfa.com    

 

                استفاده از اشعار ومقالات این وبلاگ با نام نویسنده و نام وبلاگ ، بلامانع است

                 ولی در غیر این صورت ، مستوجب عذاب وجدان و حرمت شرعی خواهد بود .

  

|+| نوشته شده توسط دکتر مجتبی کرباسچی در شنبه 1 دی1386 و ساعت 12:10