|
سحر خيز باش تا كامروا شوي . . . . دكتر مجتبي كرباسچي
سحر خيز باش ، تا كامـروا شوی
آورده اند : در قديم رسم بر اين بود تا كارمندان " ديوان" يا اداره امروزی مي بايست زودتر يا همزمان رئيس ديوان يا اداره به سر كار بروند . از قضا ، كارمندان بخت برگشته ِ ديوان يا ادار ه اي در شهر ، با رئيسي محشور شده بودند ، كه سخـت سحر خيز و سحر خيز بود ، و اين خصلت ِ او به شدت ، كارمندان را به ستوه آورده بود تا اينكه آنان در شورايي با هم مشورت كردند تا تدبيري بينديشند . پس از رايزني هاي فراوان قرار بر اين شد صبح زود با روبنده و ماسك در كوچه زودتر از وي منتظر او بمانند تا پس از رسيدن وي ، كلاه و كيف او را بدزدند ، او را بترسانند و احتمالاً وي را سطحا مضروب كنند. پس از تأييديه همه كارمندان قرار شد تا فلان روز همه با همكاري هم طرح خود را اجرا كنند . و اتفاقاً چنين هم شد و در موعد مقرر كارمندان به نحو احسن نقشه خود را پياده كردند . پس از اتمام موفق نقشه ، آنها در موعد مقرر سركار رفتند ، وقتي به اداره رسيدند و رئيس را با چنين وضع و حال ديدند با باطني بسيار خوشحال و شاد اما ظاهري بسيار ناراحت و غمگين و اندوهگين به خدمت مدير رسيدند . كارمندان روي به او كردند و با تألمات ظاهري گفتند : اي عزيز بزرگوار ، اين كه ما اصرار داشتيم شما صبح زود و خلوت به ديوان نياييد براي خودمان نبود ، ما نگران شما بوديم و ديديد شما را به چه حالي انداختند . . . . . . رئيس در نهايت تعجب و حيرت همكاران سري تكان داد و باز تكرار كرد : " سحر خيز باش تا كامروا شوی " همه كه از گفته وي سخت شگفت زده شده بودند روي به او كردند و گفتند : آخه ديگه چرا ؟ و رئيس گفت : اتفاقاً نكته همين جاست ! دزدها سحر خيزتر از من بودند و زودتر از من از خواب بيدار شدند تا نقشه بكشند ، لذا زودتر جلو راهم را گرفتند و اموالم را دزديـد نـد وبرد ند و براي همين تفكر درست و خوبشان موفق شدند ! بنابراين باز با تأكيدي بيشتر از قبل براي بهروزي و كاميابي خودتان بر همه نصيحت و وصيت مي كنم كه :
" سحر خيز باش تا كامروا شوی " دکتر مجتبی کرباسچی اسفند . . . . . . 1386 www.karbaschy.com استفاده از اشعار ومقالات این وبلاگ با نام نویسنده و نام وبلاگ ، بلامانع استولی در غیر این صورت ، مستوجب عذاب وجدان و حرمت شرعی خواهد بود . |+| نوشته شده توسط دکتر مجتبی کرباسچی در یکشنبه 20 خرداد1386 و ساعت 0:5 |
|

